ابوالفضلابوالفضل، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 17 روز سن داره

پسمل مامانی و بابایی

خوب شد که گذشت...

1392/8/11 20:01
نویسنده : ندا
255 بازدید
اشتراک گذاری

از سه شنبه تا تقریبا جمعه اسهال و تب داشتی که خدا رو شکر خوب شد که گذشت... خیلی نگرانت بودیم و خیلی اذیت شدی... این بیماریت باعث شد که تولد آرین جون و از دست بدیم... تو مطب دکتر کلی بی قراری کردی، ولی بعد از اینکه دیدی بهتر شدی بهم گفتی مامان دکتر چه مهربونه، دوسش دارم... دل درد شدیدی داشتی اگه مایعات مصرف نمی کردی مجبور بودیم بیمارستان بستریت کنیم که خدا رو شکر به اون مراحل نرسید...

عصبانی شدی از دستم می گی مامان پسر بد...

می گم ابوالفضل امروز می خوام عکس عروس و دوماد بندازم می گی خوشحالم...

سوار آژانسیم می گم آقا لطفا دست چپ مرتب بعد از من تکرار می کنی دست راست دست چپ...

تمساح آبی که خاله مریم گرفته براتو اول دوست نداشتی ولی الان خیلی ارتباط باهاش برقرار کردی و کل مسیر برگشت از پیش خاله ها مغازه های اطراف و نشونش دادی و تابلوها رو براش خوندی...

عشق ماشین زمان، پهلوون پنبه و سلطانی...

اومدی می گی مامان ماشین زمان درست کردم می رم به ایستگاه مرکزی بازی...!

1

2

نماز جماعت ابوالفضل و دوستش مهدی

3

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (5)

سودابه
12 آبان 92 9:06
سلام .دلم پوسید بس که کنج خونه وبم کز کردم و منتظر حضور دخملیام شدم تا خبری از نی نی هاشون بدن بهم.این شد که گیوه ام رو ورکشیدم و چادر و چاقچور کردم تا یکی یکی به همتون سر بزنم ببینم سلامت هستین الحمدالله؟میدونین قراره برم پام رو جراحی کنم گفتم قبلش یه دیداری تازه کرده باشم و حلال واری بطلبم.خوب خدارو شکر که شما سرتون گرمه وسلامتین.زنده باشین


سلام خانومی ایشاالله به سلامتی موفق باشین
نوشين مامان آريا
13 آبان 92 10:00
عزيزم نمازتون قبول باشه. خدا را شكر كه بهتر شدي ايشااله ديگه هيچ وقت مريض نشي مي بوسمت


قربونت گلم
خاله منا
14 آبان 92 15:14
الهی قربونت برم خاله که داری به این قشنگی نماز می خونی...


دعات می کنم خاله
مامان آریام
14 آبان 92 16:01
ایشاالله دیگه مریض نشی عزیزم چه نمازی هم میخونه


ممنونم
مریم خاله
20 آبان 92 13:40
التتتتتتتتتتتتتماس دعا دارم خدانگهدار جواب: محتاجیم به دعا خاله